اگر یک وظیفه برای خبرگان منظور باشد درست است و شاید بیش از این هم نیاز نباشد اما انتظارات عمومی و تحلیل و ارزیابی بسیاری از صاحبنظران فراتر است؛ مهم این است که قانون اساسی چنین اجازهای را میدهد یا نمیدهد، من تلقیام این است که قانون اساسی این اجازه را میدهد؛ البته این بحث حقوقی پیچیده است و باید جدی بحث شود.
بههرحال من یک نظر و استدلالی دارم و مختصری در مصاحبه هم گفتم و آن این است که در قانون اساسی واژه “وظایف” آمده نه وظیفه! اگر وظیفه ذکر میشد میگفتیم وظیفه تعیین رهبری است، ولی چرا میگوید وظایف؟
وقتی وظایف قید شده معنیاش این است قانونگذار اساسی یک ذهنیت فراتری داشته است، بعد هم میگوید که برای تعیین وظایف و شرایط و نحوه انجام آن خود خبرگان صاحب اختیار است و کسی نمیتواند دخالت کند، حتی شورای نگهبان هم تفسیر کرده و گفته است؛ “ما در این بند دخالت نداریم و تفسیر هم نمیکنیم چون یک اصل حقوقی است.”؛ آیا شورای نگهبان حاکم بر نظر مجلس خبرگان است یا نظر خبرگان حاکم است؟ ظاهراً مجلس خبرگان نظرش حاکم است و حداقل در این بند و بندهای مربوط به خبرگان نظر خود مجلس خبرگان اولی است.