از ابتدای تأسیس ایالات متحده، ۴ رئیسجمهور آمریکا ( آبراهام لینکلن، جیمز گارفیلد، ویلیام مککینلی و جان اف. کندی ) ترور شدهاند. اما پرونده ترامپ کاملاً استثنایی است؛ زیرا با ترور دیروز او تعداد تلاشها و طرحهای ثبتشده علیه وی را به ۶ مورد رسانده که از نظر تواتر، تراکم زمانی و تنوع روشها در بازه کوتاه یکسال و چهارماه، در تاریخ معاصر آمریکا بیسابقه محسوب میشود.
این وضعیت حاصل ترکیب سه عامل اصلی است:
قطبیسازی شدید سیاسی و «تروریسم تصادفی»
ترامپ با ادبیات تهاجمی و سیاستهای دوقطبی، هم پایگاه اجتماعی بسیار وفادار ساخته و هم خشم گسترده مخالفان را برانگیخته است. شبکههای اجتماعی و «اتاقهای پژواک» این خشم را تشدید کرده و برخی افراد افراطی یا منزوی را به عملیاتهای خودسرانه و «گرگ تنها» سوق دادهاند.
تهدیدات ژئوپلیتیک و بازیگران خارجی
ترامپ همزمان هدف تهدیدات داخلی و خارجی است. سیاستهایی مانند ترور سردار سلیمانی ، خروج از توافقات بینالمللی و جنگ در خاورمیانه او را به هدف دائمی برخی سرویسهای اطلاعاتی و گروههای فراملی تبدیل کرده است.
فرسایش بازدارندگی امنیتی آمریکا
همزمانی تهدیدات داخلیِ غیرقابلپیشبینی با عملیاتهای پیچیده خارجی، فشار سنگینی بر ساختار حفاظتی آمریکا وارد کرده است. نزدیک شدن چندین مهاجم به ترامپ نشان میدهد الگوهای سنتی حفاظت امنیتی، در برابر تهدیدات ترکیبی و مدرن دچار ضعف و فرسایش شدهاند.
در مجموع، ترامپ امروز در «نقطه صفر خشونت سیاسی» آمریکا قرار دارد؛ نقطهای که شکاف اجتماعی، جنگ اطلاعاتی و ضعف ساختاری امنیتی به هم رسیدهاند