افشای اخیر پنتاگون مبنی بر اینکه نیروهای آمریکایی مستقر در مناطق عملیاتی احتمالاً از طریق دادههای مکانی تلفنهای همراه خود توسط دشمنان ردیابی شدهاند، یک هشدار امنیتی عادی نیست؛ بلکه پردهبرداری از ظهور یک میدان نبرد جدید است. میدانی که در آن نه ماهوارههای جاسوسی، نه هواپیماهای شناسایی و نه شبکههای پیچیده اطلاعاتی، بلکه تلفن همراهی که هر روز در جیب افراد قرار دارد، به مهمترین ابزار جمعآوری اطلاعات تبدیل شده است.
سالها تصور میشد دادههایی که شرکتهای فناوری و شبکههای تبلیغاتی از کاربران جمعآوری میکنند، صرفاً برای نمایش تبلیغات هدفمند یا تحلیل رفتار مصرفکنندگان به کار میرود. اما اکنون روشن شده است که همان دادههایی که برای فروش یک کالا یا افزایش بازدید یک تبلیغ استفاده میشوند، میتوانند مختصات یک پایگاه نظامی، مسیر حرکت یک یگان رزمی یا الگوی رفتوآمد فرماندهان نظامی را نیز آشکار کنند. در واقع، اقتصاد داده و امنیت ملی به نقطهای رسیدهاند که مرز میان تبلیغات تجاری و جاسوسی نظامی در حال از بین رفتن است.
خطر اصلی در اینجاست که اطلاعات مکانی دیگر محرمانهترین داده جهان محسوب نمیشوند. میلیونها تلفن همراه در سراسر جهان بهطور مداوم موقعیت مکانی، زمان حضور، مسیرهای تردد و الگوهای رفتاری کاربران را ثبت میکنند. این اطلاعات سپس از طریق زنجیرهای از شرکتهای واسطه، تجمیع، تحلیل و معامله میشوند. در چنین بازاری، هر بازیگری که توان مالی و فنی کافی داشته باشد، میتواند تصویری دقیق از تحرکات یک فرد، یک سازمان یا حتی یک ارتش به دست آورد.
اهمیت این تحول زمانی آشکار میشود که بدانیم دیگر نیازی به نفوذ در سامانههای فوقمحرمانه یا استخدام جاسوسان کلاسیک نیست. دشمن میتواند با خرید دادههای تجاری موجود در بازار، به اطلاعاتی دست پیدا کند که در گذشته تنها از طریق عملیاتهای پیچیده اطلاعاتی قابل دستیابی بود. به همین دلیل برخی کارشناسان امنیتی معتقدند که دادههای مکانی به «منابع آشکار اطلاعاتی» قرن بیستویکم تبدیل شدهاند؛ منابعی که ارزش عملیاتی آنها گاه از تصاویر ماهوارهای نیز بیشتر است.
اما مسئله فقط به ارتش آمریکا محدود نمیشود. آنچه امروز برای نیروهای نظامی رخ داده، فردا میتواند برای مدیران ارشد دولتی، دانشمندان، فعالان سیاسی، خبرنگاران، مدیران صنایع حساس و حتی شهروندان عادی نیز رخ دهد. هر تلفن همراه به یک فرستنده دائمی اطلاعات تبدیل شده است؛ فرستندهای که نهتنها موقعیت جغرافیایی افراد، بلکه سبک زندگی، شبکه ارتباطات، عادات روزمره و نقاط ضعف احتمالی آنها را نیز آشکار میکند.
در این میان، ظهور هوش مصنوعی تهدید را چند برابر کرده است. اگر در گذشته تحلیل میلیاردها داده مکانی کاری دشوار و زمانبر بود، اکنون سامانههای هوشمند میتوانند در مدت کوتاهی الگوهای پنهان را کشف کنند، افراد کلیدی را شناسایی نمایند و حتی رفتار آینده آنها را پیشبینی کنند. به بیان دیگر، ترکیب دادهکاوی، هوش مصنوعی و دادههای مکانی، نوعی «سامانه شناسایی جمعی» ایجاد کرده است که میتواند هر جامعهای را به یک فضای کاملاً شفاف برای بازیگران اطلاعاتی تبدیل کند.
آنچه امروز در گزارش پنتاگون دیده میشود، تنها یک نقص فنی یا اشتباه مدیریتی نیست؛ بلکه نشانه ظهور یک پارادایم جدید امنیتی است. در این پارادایم، تهدید اصلی دیگر از آسمان یا مرزها نمیآید، بلکه از جیب افراد آغاز میشود. تلفن همراهی که قرار بود ابزار ارتباط باشد، به یکی از قدرتمندترین سامانههای ردیابی تاریخ تبدیل شده است.
شاید بزرگترین درس این ماجرا آن باشد که در عصر هوش مصنوعی، حریم خصوصی دیگر صرفاً یک مسئله فردی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت ملی کشورهاست. هر دادهای که جمعآوری میشود، هر موقعیتی که ثبت میگردد و هر الگویی که استخراج میشود، میتواند روزی به قطعهای از یک پازل بزرگ اطلاعاتی تبدیل شود. پازلی که در جنگهای آینده، گاه ارزش آن از موشک، تانک و حتی سلاح هستهای نیز بیشتر خواهد بود.