اگر ما دولتها و مجلسهای توانمند و شایسته بر سر کار بیاوریم، این حوزهها به طور طبیعی خودش بیموضوع و بیمسئله میشود. حرف بنده این است که جامعهای موفق است که با اراده، جدیت و انگیزه دنبال حل مشکلات باشد و مأیوس نشود. طبیعی است همه جوامع گرفتار هستند البته بعضاً بیشتر و یا کمتر. مشکلی که ما پیدا کردهایم، این است که رأی میدهیم و فکر میکنیم همه مشکلات کشور حل میشود، میرویم دوباره چهار سال دیگر دوباره میآییم و میگوییم خوب یا بد شد.
کسی هم نیست که بپرسد، پیگیری کند، احزاب و سامانههای سیاسی که گفتم، اینجا معنی پیدا میکنند. این یک مسئله کلی است و فعالان و صاحبنظران باید روی این مسئله فکر و ایدهپردازی کنند، نظر بدهند، یک فضای هوشمندانه و قانونمند شکل بگیرد. بعضی وقتها ساختارشکنی میشود، به این معنی که میخواهیم حرفی بزنیم و فکر میکنیم فقط با مشت، فحش و باید باید کار شود. معلوم است که این روش جواب نمیدهد و به ضد خودش تبدیل میشود.
البته بعضی وقتها گفته میشود که حرف حسابی داخل گوش شما نمیرود، بنابراین مردم ناچار هستند صدایشان را بالا ببرند و دستشان را بلند کنند. البته قانونگذار راهکارهایی فراهم کرده به این ترتیب که برای آن صدا و مشت بلند یک مجاری ایجاد کرده و آن مجرا خود انتخابات است.