موضوعات خیلی گستردهتر و فراتر موضوع اصلاح طلبی و یا اصول گرایی است. تمام صحبتهایی که در جریان ائتلافها و انسجامها مطرح میشود، نهایتاً ۳۰ درصد جامعه انتخاباتی ما را شامل میشوند. ۶۰ تا ۷۰ درصد جامعه انتخاباتی ما در شهرهای کوچک که تکنماینده یا دو نماینده هستند و اکثریت مجلس را هم تشکیل میدهند، خیلی وقتها در حوزه قواعد و صحبتهای انتخاباتی ما قرار نمیگیرند.
در شهرهای بزرگ این اتفاق تا حدودی میافتد، یعنی ائتلافهای انتخاباتی در نتیجه کار، موثر واقع میشوند اما در شهرهای کوچک، معلوم نیست که این اتفاق رخ بدهد. ضمن اینکه این امر، یک شگرد انتخاباتی متغیر و وابسته به موقعیت است و شاید یک گروه بیاید با همین تیپبندی، پیروز هم بشود.حرف من بالاتر از اینها است. اگر یک گروه که مثلاً ما باشیم، پیروز شویم و به مجلس برویم، معنیاش این نیست که میتوانیم دستاوردهای موفقیتآمیزی داشته باشیم چون این گروه پیروز در همه حوزهها، با سایر گروههای همفکر و همسلیقه سیاسیاش، کاملا همذهن و همجهت نیست؛ زیرا این همسانی و همجهتی است که مسائل کشور را حل میکند.
فرض کنید ما اصولگراها تا ۱۰ سال دیگر هم بر سرکار باشیم اما تا وقتی در هر دوره انتخابات، نظرات مشترک و آیندهنگری نداشته باشیم، معلوم نیست بتوانیم مسالهای را حل کنیم. اینها مسائل کلان سیاسی ما است که باید مورد توجه باشد. ما الان تعداد زیادی نیروی نخبه و با تجربه داریم که از گرایشهای مختلف سیاسی هستند که باید دور همدیگر جمع شوند و برای بلوغ فعالیتها در عرصههای مختلف اداری، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، طراحی نوین ارائه کنند.فرض کنید ما اصولگراها تا ۱۰ سال دیگر هم بر سرکار باشیم اما تا وقتی در هر دوره انتخابات، نظرات مشترک و آیندهنگری نداشته باشیم، معلوم نیست بتوانیم مسالهای را حل کنیم. اینها مسائل کلان سیاسی ما است که باید مورد توجه باشد. ما الان تعداد زیادی نیروی نخبه و با تجربه داریم که از گرایشهای مختلف سیاسی هستند که باید دور همدیگر جمع شوند و برای بلوغ فعالیتها در عرصههای مختلف اداری، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، طراحی نوین ارائه کنند.