این اشکال وارد است؛ به هر حال مطلب درستی است که هرکسی باید در حوزه خودش حرف بزند و متأسفانه ما در کشور دچار این مسأله هستیم؛ هرکسی در هر کاری دخالت میکند، همه در همه چیز نظر میدهیم، خودمان را در همه چیز مسئول میدانیم. اما از آن طرف با یک واقعیت روبرو هستیم که مردم هم از همه، همه چیز را میخواهند. مثلا من این روزها که به شهرستانها و مساجد میروم، افراد حتی برای شغل، مشکلات جاری و معیشتی و مسائل شهری و آسفالت شهری، مسائل درمانی و گرفتاری که با ادارات دارند را مراجعه میکنند. یعنی به این واقعیت هم باید توجه کنیم
یعنی قصه طرفینی است و صرفا هم این نیست که افراد خبرگان در همه چیز نظر میدهند. این انتقاد وارد است و باید بیشتر در رابطه با خبرگان حرف زده شود. چون ما قرار است در مجلس خبرگان نماینده شویم و باید نسبت به وظایف، مأموریتها و شرایطی که در مجلس خبرگان هست، بیشتر توضیخح بدهیم. کارهایی که میتوانیم انجام بدهیم، باید انجام بدهیم، کارهایی که تا حالا انجام نشده یا کارهایی که انجام شده و بهتر میتواند انجام شود را باید بیشتر توضیح بدهیم و حرف بزنیم.
ولی در میان مردم که میرویم با این سؤالات و انتظارات هم مواجه هستیم و دوستان نمیتوانند بدون جواب بگذارند؛ طبعا میگویند ما هم کمک میکنیم، تذکر میدهیم و پیگیری میکنیم. ظاهرا چارهای جز این نیست.