تغییر مذاکرات به قطر به معنای حذف پاکستان نیست، بلکه بیشتر یک تقسیم کار هوشمندانه به نظر میرسد. پاکستان به عنوان کانال اصلی دیپلماتیک، مسئولیت رایزنیهای سیاسی و تبادل پیامها را بر عهده دارد، در حالی که قطر با تکیه بر قدرت اقتصادی و نفوذ خود، زمینه را برای اجرایی شدن تعهدات، به ویژه در حوزههای مالی و امنیتی، فراهم میکند.قطر به دلایل زیر به گزینهای مطلوبتر برای پیشبرد مذاکرات در مراحل حساس تبدیل شده است:
بنیه مالی قوی: تولید ناخالص داخلی قطر حدود ۲۱۸ میلیارد دلار است که بیش از دو برابر تولید ناخالص داخلی ۱۰۷ میلیارد دلاری عمان است. این قدرت اقتصادی به دوحه اجازه میدهد تا نقش یک ضامن مالی را ایفا کند.
تجربه موفق قطر در میزبانی ۶ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران در سال ۲۰۲۳ نیز شاهدی بر این توانایی است.
آزادسازی داراییهای بلوکه شده:یکی از خواستههای کلیدی ایران، دسترسی به میلیاردها دلار دارایی مسدود شده در خارج است. حضور رئیس کل بانک مرکزی ایران در هیئت اعزامی به دوحه، بر مرکزیت این موضوع تأکید دارد.
تضمین امنیت تردد دریایی: مدیریت تنشها و تضمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، به عنوان یک شریان حیاتی انرژی، نیازمند یک بازیگر توانمند و با نفوذ است.
سابقه قبلی در میانجیگری: قطر پیش از این نیز در مذاکرات مختلف منطقهای و بینالمللی، از جمله مذاکرات قبلی ایران و آمریکا، نقش یک میانجی موفق را ایفا کرده و روابط نزدیکی با هر دو طرف دارد.
ایفای نقش مکمل: در حالی که قطر نقش تسهیلگر و ضامن اجرایی را بر عهده گرفته، پاکستان همچنان به عنوان کانال اصلی ارتباطی و سیاسی باقی مانده است. مقامات ایرانی و آمریکایی نیز تأکید کردهاند که پاکستان همچنان «میانجی اصلی» است و قطر نقشی «حمایتی» و مکمل را ایفا میکند.